فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
63
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كوه مىروند بازديد كرد ناگهان چشمش به جائى كمى آنسوتر از جادهاى افتاد كه به صومعه مىپيوندد . در آنجا ، در قسمت بسيار سخت كوه ، مقدار زيادى سنگ به سياهى زغال ديد كه سراسر قله را پوشانيده و تا دامن دشت پراكنده بود . در دامنهء كوه نيز خرمنى از آن سنگها ديده مىشد . سفير با آنكه به هيچوجه به ياد سنگهاى ساحلى نبود ، از يكى از مسيحيان محلى كه از خدام صومعه بود و مردى خوب و مقدس به نظر مىآمد علت سياهى سنگها و وجود آن همه سنگ سياه و سوخته را كه در كوه مشاهده مىشد پرسيد . آن مرد پاسخ داد كه خودش با همهء سالخوردگى ، هيچگاه آتشفشانى كوه را نديده است اما در نوجوانى از بسيارى از مردم شنيده بود كه كوه چندبار آتشفشانى كرده و آتش و دود و اينگونه سنگها را از دهانهء خويش بيرون ريخته است و يادآور شد كه از زمانى كه هرمز به تصرف مسيحيان درآمده شهر دچار بلاى آتشفشانى نشده است . بيانات كوتاه مرد روحانى آنچه را كه سفير پنداشته ، يا بهتر بگوئيم با قطعيت اظهار كرده بود تأييد مىكرد . ترديدى نيست كه همين علت طبيعى - يعنى انباشته شدن مواد آلى مشتعل و غليظ در درون كوه - موجبات وقوع زلزلهاى هولناك را در آينده فراهم مىآورد و بعد از سالى چند اين كوه به وضعى مخاطرهانگيز رسوبات غليظ و بىمصرف خود را بر سر شهر خواهد ريخت . بخصوص كه - همانطور كه پيش از اين گفتهايم - هر روز مقدارى بر حجم و ارتفاع كوه افزوده مىشود . اما از اينكه سنگهائى چنين سياه در كنار دريا سپيد مىشوند نبايد تعجب كرد زيرا آب دريا در طول سالها ، و بلكه در طول قرون ، آنها را پاك مىكند و شوخ از آنان مىزدايد . درست است كه در نواحى بسيار گرم هوش سرشار نيز دچار نقصان مىگردد . اما در اين مكانها طبيعت خود همچون آموزگارى به مردم مىآموزد كه براى دفع حرارت از آب استفاده كنند و به آبتنى بپردازند . چنان كه در هرمز نيز بدين دستور طبيعت عمل